ابو القاسم راز شيرازى

274

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

و طايفهء رابعه از اهل غرور ، علماء به اوامر و نواهى الهىاند كه به علم خود فخر مىنمايند و مغرورند ؛ زيرا كه در نفوس ناقصه ، علوم ناقصه باعث غرور و كبر است . و در احاديث وارد است كه : « چه بسيار عالمى كه هدايت مىكند خلق را به علم خود ، و نجات مىيابند مردم به قول او و او خود در آتش است ، و در قيامت سؤال مىكند كه چگونه نجات يافتند و در جنّتند متعلّمين من و من خود در آتشم ؟ در جواب او گويند كه : ايشان عمل كردند به علم تو و نجات يافتند ، و چون تو به علم خود عمل نكردى ، در آتشى » . پس علماء بىعمل مغرورند به علم خود ، و حال‌آنكه علم بدون عمل ، و بال است بر صاحبش ، كه : « العلم دون العمل و بال » « 28 » . و ايشان را علماء حقيقى نگويند ؛ زيرا كه نشان علم خشيت است ، و علامت خشيت عمل است ؛ پس كسى كه عالم نباشد به علوم باطنيّه و امراض نفسانيّه و عيوب قلبيّه و معارف يقينيّهء الهيّه ، و مجاهده ننمايد در تهذيب اخلاق نفسانيّه و ازالهء امراض باطنيّهء خود ، آن‌كس مغرور به علم خود است ، و علم او را حقيقتى نيست و نفع ندهد او را هرگز ؛ و آن عالمى است كه مفتون شده به دنياى خود ؛ چنان‌كه در احاديث قدسيّه وارد است كه : « يا داود ! لا تجعل بينى و بينك عالما مفتونا بدنياه » « 29 » . و نيز از اهل عصمت ص وارد است كه : « اذا رأيتم عالما محبّا لدنياه فاتّهموه على دينه » « 30 » ؛ و حكايت « بلعم باعوراء »

--> ( 28 ) - به منهج حاضر ، صفحهء 38 سطر 15 رجوع شود . ( 29 ) - اى داود ! ميانهء من و خود ، عالمى را كه فريفتهء دنيا باشد قرار مده : ( . . . بالدّنيا ) : « الكافى » 1 : كتاب فضل العلم : باب المستأكل بعلمه و المباهى به : حديث 4 ، « علل الشّرائع » 2 : 97 ، « مشكاة الانوار » : 245 ، « منية المريد » : 138 و 142 ، « بحار الانوار » 2 : 107 ( 30 ) - هرگاه عالمى را كه دنياى خود را دوست دارد ديدار كنيد ، او را در دينش متّهم داريد : ( . . . العالم . . . ) : « مجموعهء ورّام » 2 : 355 و با تفاوتى اندك در : « الكافى » : كتاب فضل العلم : باب المستأكل بعلمه و المباهى به : حديث 4 ، « علل الشّرائع » 2 : 97 ، « مشكاة الانوار » : 245 ، « منية المريد » : 138 ، « بحار الانوار » 2 : 107